احمد حاجى شريف ( عطار اصفهانى )
521
دائرة المعارف گياه درمانى ايران
علايم بعد از ساعت 7 بعد از ظهر ، آه و خميازه كشيدن ، تنبلى در مسايل بهداشتى و شخصى ، مشكلات كارى ، تشنج بدون هيچ دليل مشخص ، ناراحتى قبل از عادات ماهانه ، لرزش دستها ، استعداد براى حوادث ناگوار ، عدم تفهيم و تفاهم در امور جارى زندگى ، طلاق يا جدايى ؛ اگر اين نشانهها و علايم را بيشتر اوقات داريد و يا بسيارى از اين عوارض گاهوبيگاه به شما دست مىدهد و يا لا اقل حدود 5 نشانه از نشانههاى فوق الذكر را داريد ، ممكن است به بيمارى كمى قند خون يا هيپوگليسمى مبتلا شده باشيد كه بايد معاينهى پزشكى كامل انجام دهيد . شما بيمار عزيز به اين نكتهى مهم توجه كنيد كه وقتى مغز به انرژى ( قند خون ) نياز داشته باشد و شما براى تأمين قند خون ، غذا نخوريد ، مغز پيامهايى به غدد فوق كليوى شما مىفرستد تا آدرنالين ترشح كنند . آدرنالين با تحريك كبد سبب ترشح گليكوژن مىشود و آن را به گلوكز تبديل مىكند . اين گلوكز وارد جريان خون شده و به مغز برده مىشود . مغز ، قند خون ( نيرو ) را دريافت مىكند اما نه از طريق صرف غذا بلكه از طريق مصرف ذخيرهى موجود در كبد كه بايد در مواقع اضطرارى و فورى مصرف مىشد . اگر در فواصل زمانى معين بهطور متناوب غذا نخوريد ، غدد شما بيش از حد فعال مىشوند تا نيازهاى بدن شما را تأمين كنند ، اما اگر در فواصل زمانى معين غذاى مناسب ميل كنيد ، مواد مغذى مصرفشده نيازهاى بدن شما را تأمين مىكنند و در نتيجه غدد شما بيش از حد فعال نشده و خسته نمىشود ، بنابراين ذخيرهى قند خون شما نيز مصرف مىشود . يك تحريك و ناراحتى مختصر ، منجر به تغيير حالات رفتارى شديد نظير عصبانيت يا مشاجره با ديگران بىهيچ دليل قابل قبول و مشخصى مىشود و اين عصبانيت موجب مىشود كه غدد فوق كليوى با ترشح آدرنالين كبد را تحريك كنند تا گلوكز به مغز برسد ، هنگامى كه مغز ، گلوكز ( نيروى ) خود را دريافت مىكند ، آرام مىشود كه اين فرآيند در عرض چند لحظه اتفاق مىافتد . پس اين غدد هستند كه به جاى غذا نيروى شما را تأمين كرده و مغز را از بىسوختى نجات دادهاند . ممكن است شما تعجب كنيد كه شخصى براى يك لحظه بسيار خشمگين و ناراحت مىشود و چند لحظه بعد طورى وانمود مىكند كه انگار هيچ اتفاقى نيفتاده است و يا از كارى كه كرده پوزش مىطلبد . نكتهى مهم اينكه اينگونه رفتارها و رفتارهاى مشابه آن اگر تكرار شود متأسفانه به صورت يك عادت ثانوى براى بيمار درمىآيد ، در نتيجه فرد دچار سوءنيت ، سوء رفتار ، تربيت و اخلاقيات نادرست مىشود . در اين مواقع براى خود بيمار كه با او پرخاش كردهاند و يا او را تنبيه كردهاند ، بسيار مشكل است كه علت اين تغيير شديد و ناگهانى و حالات رفتارى را دريابد ، فرد بيمار نمىتواند بفهمد چرا او را تنبيه كردهاند چون علت تنبيه را نمىفهمد ، ولى تأثير سوء تنبيه در ذهن و روح او مىماند و شما متوجه مىشويد كه از پرخاش ، دعوا و يا حتى موعظه ، كارى برنمىآيد . فرد بيمار مشكل زيستشناسى و تغذيهاى دارد ولى شما فكر مىكنيد او مشكل تربيتى دارد . اگر والدين ، معلمان ، مديران ، مسئولين فرهنگى و ادارى و غيره از اين موضوع آگاه نباشند و يا اگر نيروى انتظامى و راهنمايى و رانندگى مسأله را ندانند ، چهبسا شخص بيمار در حين رانندگى و يا هنگام كار در كارخانه و يا در فعاليتهاى ديگر اجتماعى قند خونش پايين بيايد و ديگر متوجه نيست كه چه مىكند . در اين هنگام اگر طرف مقابل متوجه نباشد كه با يك بيمار مواجه است ممكن است كار به درگيرىهاى خطرناك كشيده شده و به ضايعات غير قابل جبران منجر شود . غالبا مشاهده كردهايد كه در حين درگيرى و دعوا چگونه فرد سيگارى با كشيدن سيگار خود را آرام مىكند . انسان سيگارى با سيگار كشيدن غدد خود را تحريك مىكند و قند ذخيره را به